اسكندريه نوشته شده است؛ 5) كتاب انوشيروان عادل از عمادالدين اصفهاني، كه در سال 1195م در بعلبك نوشته شده است؛ 6) كتاب مولانا بدرالدين محمد بلخي، كه در سال 1174م در حلب نوشته شده است (از كتابهاي 3، 5 و 6 در جلد 2 ياد كردهايم)؛ 7) كتاب تازهاي كه براي علي كامهٴ خراساني توسط شرفالدين الب ارسلان قرابلي در سال 1159م در ارزروم تأليف شده است. تاريخها را به آن صورتي كه در متن تركي آمده ذكر كردم، كه به نظر متناقض ميآيند و ممكن است غلط باشند. جالب است كه همه به سدهٴ دوازدهم اختصاص دارند؛ بنابراين ممكن است كتاب از سدهٴ سيزدهم، باشد. هرچند نميتوان انتظار داشت ترجمهٴ تركي پيش از سدهٴ چهاردهم صورت گرفتهباشد. بنابر يك مأخذ جديد تركي، ترجمهٴ تركي به فرمان منتشااوغلو محمد صورت گرفته (يعني توسط محمد، كه بر قلمرو منتشا در جنوب غربي آناطولي در حدود 1354 ـ 1375 م فرمان ميراند)؛ درواقع شهر بارجين، كه مترجم به آن منسوب است، مركز منتشا اوغلو بود.
6. چين
چو شيائو
پزشك و گياهشناس چيني (وفات: سال 1425).
چوشيائو پنجمين پسر نخستين امپراتور سلسلهٴ مينگ يعني هونگ وو بود (امپراتور 1368 ـ 1398). در سال 1378 لقب شاهزادهٴ چو را گرفت. مدتي بعد مورد سأظن واقع شد، حق استفاده از آن لقب را از دست داد و ناچار شد بخش عمدهٴ عمرش را در تبعيد و مغضوبيت بگذراند. ولي برادرش يونگ لو (سومين امپراتور 1403 ـ 1425)، افتخاراتش را به او بازگرداند.
بنابراين او را عموماً چو وانگ شيائو مينامند.
از سال 1382 تا 1400 او در ملك خودش نزديك كاي فنگ فو، در ايالت هونان ميزيست و در آنجا علاوه بر ايجاد يك باغ نباتات، يك باغ آزمايشي هم براي بوميكردن گياهان وحشي ايجاد كرد كه ميشد در زمان قحطي، آنها را بهعنوان خوراك به كار برد. گفته ميشود او 400 گياه از كشاورزان و زاهدان گوشهگير براي باغ نمونهاش بهدست آورد. او در سال 1425 درگذشت و پس از مرگ لقب چوتينگ وانگ را به او دادند.
گياهنامه. او كتابي نوشت معروف به گياهنامهٴ قحطي يا گياهنامهٴ نجات از قحطي كه در سال1406 به انجام رسيد. اين تاريخ مقدمهاي است كه دوست و همكار او پيين تئونگ احتمالاً براي چاپ اول آن نوشته است. ولي مسلماً اين كتاب محصول سالها پژوهش بوده و بنابراين بايد در بررسي ما از سدهٴ چهاردهم مورد بحث قرار گيرد.
گياهنامهٴ قحطي حاوي توصيف و تصوير 414 نوع گياه است، كه در گياهنامههاي سابق تنها